شاه
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع بر طبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
- این گفتار در مورد شاه به معنای عام است. شاه همچینین نام خلاصه شدهای برای محمدرضا پهلوی شاه سابق ایران است.
شاه یا پادشاه به آن دسته از رؤسای کشورها گفته میشود که منصب خود را معمولاً از یکی از فرمانروایان گذشته به ارث بردهاند. به خاندان پادشاهی دودمان یا سلسله گفته میشود، شاهی که بر چند شاه دیگر فرمان براند شاهنشاه نام دارد و به زن یک شاه شهبانو گفته میشود. پسران یک شاه، شاهپور و دختران او شاهدخت لقب دارند. معمولاً پسر ارشد یک شاه، پس از مرگ با برکناری او، برای ادامه پادشاهی آن دودمان برگزیده میشود. به پسر ارشدی که به هنگام حیات پدر خود به عنوان جانشین بعدی برگزیده شده ولیعهد گفته میشود.
کشورهایی که نظام پادشاهی بر آنان حاکم است، کشورهای پادشاهی نام دارند.
[ویرایش] واژهشناسی
شاه عنوان فرمانروای ایران است که در برخی از کشورهای دیگر نیز به کار رفته است. شاه واژهای کهن است که در دیگر زبانهای ایرانی نیز به همین گونه گفته و نوشته میشود.این واژه در زبان پهلوی نیز شاه بوده است.این واژه زبان کهنتر پارسی باستان و اوستایی به گونه xšathra بوده است که با گذشت زمان به ریخت سادهتر ما در زبان پارسی کنونی در آمده است.ریشه این واژه شاید از ستاک اوستایی _xši به معنای فرمانروایی گرفته شده باشد.
شاهنشاه (نیز شهنشاه و شهنشه)، شهریار، کسری و خسرو همه از نام هایی است که در پارسی برای پادشاهان ایران استفاده میشده اند. کسری معرب کلمه « خسرو » ، بطور خاص در مورد کسری نوشین روان از پادشاهان ساسانی به کار رفته است. خسرو نیز در مورد خسرو پرویز از پادشاهان ساسانی به کار رفته است.